یکی از راز های رسیدن به اهداف

هر کس خواهان بزرگی و رسیدن به موفقیت های برجسته است، امّا هر کسی هم مشتاق وارد شدن به فرایندهای خسته کننده ای نیست که الزامات زیادی داشته باشد. بسیاری از افراد بعد از یک بار تلاش و یک شکست تسلیم می شوند. آنها به جای تلاش و کار برای بزرگ بودن با متوسط ماندن کنار می آیند.

با حال و هوای سال جدید میلادی، و اینکه بیشتر افرادی که شروع به تفکر در مورد تصمیمات و اهدافی می نمایند که میخواهند در سال 2017 به آنها دست پیدا کنند—و شامل من نیز می شود— می خواهم فرایندی را با شما در میان بگذارم که در پایان هر سال، اواخر دسامبر طبق آن عمل می کنم. برخی از افراد از چگونگی تعیین اهداف آگاه نیستند، و مطمئناً نمی دانند که چگونه برای رسیدن به اهدافشان قدم بردارند. امّا، برای من، هیچ چیزی بیشتر از یادگیری چگونگی تعیین اهداف و سپس سخت کوشی برای دست یابی به آنها زندگی من را تغییر نداده است.

چیزی که در اینجا حائز اهمیت می باشد تفاوت بین تعیین اهداف و دست یابی به اهداف می باشد، هردو مهم هستند، امّا تعیین اهداف به تنهایی کافی نیست. اگر شما آنها را روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید، سپس کاغذ را کنار بگذارید و کار بیشتری انجام ندهید، زمان خود را تلف نموده اید. در عوض، شما مجبور به انجام اقدام گسترده برای دست یابی به اهدافتان هستید.

در دنیا با هرکسی که صحبت می کنم، همان فرایند دقیق تعیین اهدافی را که سال به سال به زندگی من شکل می دهد، با دیگران به اشترک می گذارم. این فرایند به من کمک نموده است تا تقریباً به هرهدف عمده ی تعیین شده توسط خود دست پیدا کنم.

فرآیند

فرآیند را با تعیین یک کورنومتر یا زمان سنج، به مدت سه دقیقه، روی گوشی خود شروع کنید. این شما را وادار خواهد کرد تا اهداف خود را به سرعت یادداشت کرده و بیهوده وقت تلف نکنید. نقطه ی مهم در اینجا از بین بردن تمایل به شروع نگرانی می باشد. زمانی که ما اهداف مورد دست یابی را درنظر می گیریم، به سرعت شروع به فکر در مورد دلایل عدم امکان دسترسی به آن اهداف می نماییم. موانعی از قبیل، فقدان پول و یک میلیون مانع دیگر وجود دارند که باید در نظر گرفته شوند. امّا در مورد آنها نگرانی به خود راه ندهید، اگر شما یک کورنومتر به مدت سه دقیقه تعیین می کنید، آن ظرف زمانی کوتاه شما را وادار خواهد کرد تا به جای تلف کردن وقت خود برای چالش های پیش روی مسیر، روی آنچه که حقیقتاً در قلبتان وجود دارد تمرکز کرده و
آن را یادداشت نمایید.

بخش بعدی این فرآیند یادداشت کردن هشت تا ده نوع هدفی است که خواهان رسیدن به آنها از امروز تا سال آینده می باشید. جهت اسم بردن از برخی ملاحظات مهم، خوب است که برخی موازنه ها از قبیل سلامتی، تناسب اندام، خانواده، تفریح و اهداف مالی و کسب و کار را در آن لیست بگنجانیم. سپس دور اهدافی را خط بکشید که ظرفیت تغییر کامل در چرخه ی زندگی شما را دارند و به صورت اثر دومینویی برای هر هدف دیگری در لیست عمل می کنند.

هدف “تغییر دهنده ی بازی”  (در اینجا منظور هدفی است که نقطه ی عطف تغییر زندگی شماست)

سپس، آنچه که من هدف تغییر دهنده ی بازی می نامم را تشکیل دهید. زمانی که برای اولین بار این فرآیند را وارد زندگی خود نمودم، یک فرد 16 ساله و در حال ترک اعتیاد محسوب می شدم. هدف اصلی من در آن زمان دریافت اولین سهمیه ی بورسیه ی تحصیلی کالج برای فوتبال بود. من می دانستم که دست یابی به این هدف اصلی به من کمک خواهد کرد تا به هر هدف دیگری در لیست خود دست یابم و کل زندگی خود را به شدت تغییر دهم.

بعد از اینکه شما دور هدف تغییر دهنده ی بازی خود خط کشیدید، درمی یابید که بخش بعدی فرآیند چیزی است که بهترین بهترین ها را از سایرین مجزا می کند. 20 تا 50 چیزی که نیاز به انجام آنها برای رسیدن به هدف اصلی خود دارید را یادداشت نمایید.

بیشتر افراد هرگز حتی دراین مورد فکر نمی کنند که چه چیزی برای رسیدنشان به اهداف می بایست انجام شود. بنابراین، اگر شما در حال فکر به این مسأله هستید، خود را در زمره ی درصد کوچکی از افراد موفق قرار داده اید و به طرز چشمگیری شانس خود را برای موفقیت افزایش می دهید. بعد از اینکه شما برنامه ی عملی خود برای تمام چیزهایی را کامل نمودید که می بایست به منظور دست یابی به هدف تغییر دهنده ی بازی رخ دهند، باید شروع به انتقال یک تا دو وظیفه در روز به داخل لیست وظایف روزانه ی خود بنمایید. زمانی که برنامه ی شما برای بازی آماده ی اجرا می باشد، وظیفه ی کلی شما صرفاً انجام اقدام گسترده و سخت گیری هر روزه تا زمان رسیدن به مقصد مورد نظر می باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *