بازده اوراق آمریکا در اوج چند دهه‌ای؛ ۶ راهکار تاریخی واشنگتن برای تأمین مالی

ما را در گوگل پیدا کنید برای دسترسی سریع‌تر، وب‌سایت تجارت‌آفرین را در گوگل دنبال کنید
جستجو در گوگل ←

نکات مهم

  • بدهی ملی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.
  • بازده اوراق بلندمدت خزانه‌داری در بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ قرار دارد.
  • افزایش نرخ بهره، هزینه تأمین مالی بدهی‌های دولت را بیشتر می‌کند.
  • دولت آمریکا در بحران‌های گذشته روش‌های متفاوتی برای جذب سرمایه و کنترل هزینه استقراض ایجاد کرده است.
  • از ایجاد خریداران جدید اوراق تا کنترل مستقیم بازدهی و تغییر سازوکار حراج، واشنگتن بارها ساختار بازار بدهی را تغییر داده است.
  • فشار فعلی بازار می‌تواند بحث درباره سیاست‌های مالی و پولی جدید را دوباره تقویت کند.

فشار فزاینده بر بازار بدهی آمریکا

افزایش بازده اوراق خزانه‌داری در شرایطی رخ داده که حجم بدهی دولت آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است. هرچه نرخ‌های بهره بالاتر بمانند، هزینه تأمین مالی بدهی‌های جدید و همچنین هزینه تمدید بدهی‌های سررسیدشده افزایش پیدا می‌کند.

این موضوع تنها برای دولت اهمیت ندارد. نرخ اوراق خزانه‌داری یکی از مبناهای اصلی قیمت‌گذاری در بازارهای مالی است و افزایش آن می‌تواند به رشد نرخ وام، فشار بر ارزش‌گذاری سهام و افزایش هزینه تأمین مالی شرکت‌ها منجر شود.

برای مشاهده تحولات بازار نرخ بهره و سایر دارایی‌های مالی می‌توانید از نمودارهای زنده بازار تجارت آفرین استفاده کنید.

آمریکا در گذشته چگونه با فشار بدهی مقابله کرده است؟

تاریخ آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن در دوره‌هایی که شرایط عادی بازار برای تأمین مالی دولت کافی نبوده، به سراغ روش‌های جدید رفته است. رویترز شش نمونه مهم از این دوره‌ها را بررسی کرده که برخی از آنها می‌توانند برای درک شرایط فعلی بازار بدهی اهمیت داشته باشند.

۱. ایجاد خریداران جدید؛ جنگ داخلی آمریکا

در دوران جنگ داخلی، بدهی دولت آمریکا به‌سرعت افزایش یافت و دولت برای جذب حجم بالای انتشار اوراق، ساختار جدیدی برای ایجاد تقاضا طراحی کرد.

قوانین بانکداری ملی، بانک‌های دارای مجوز فدرال را ملزم کرد بخشی از پشتوانه پول منتشرشده خود را با اوراق دولت آمریکا تأمین کنند. هم‌زمان، شبکه‌ای گسترده برای فروش اوراق به مردم ایجاد شد.

این اقدام کمک کرد بدهی دولت از یک ابزار مالی محدود به محصولی با مشارکت گسترده سرمایه‌گذاران خرد تبدیل شود.

۲. استفاده از وال‌استریت در بحران سال ۱۸۹۵

در سال ۱۸۹۵، کاهش ذخایر طلای آمریکا نگرانی‌های جدی درباره توان مالی دولت ایجاد کرد. در آن زمان، آمریکا هنوز بانک مرکزی نداشت.

دولت از سرمایه‌گذاران خصوصی بزرگی مانند جی.پی. مورگان و آگوست بلمونت جونیور برای تأمین طلا استفاده کرد. این اقدام ذخایر دولت را تثبیت کرد، اما در عین حال بحث درباره نفوذ وال‌استریت بر سیاست‌های اقتصادی آمریکا را افزایش داد.

۳. اوراق جنگی و کنترل نرخ بهره در جنگ جهانی دوم

در جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا برای تأمین هزینه‌های جنگ به‌طور گسترده اوراق جنگی به مردم فروخت. تا سال ۱۹۴۳ حدود ۲۷ میلیون آمریکایی به‌صورت منظم این اوراق را خریداری می‌کردند.

در همین دوره، فدرال رزرو نیز برای پایین نگه داشتن هزینه استقراض دولت، نرخ اوراق کوتاه‌مدت را در سطح مشخصی تثبیت کرد و عملاً سقفی برای بازده اوراق بلندمدت ایجاد شد.

اما این سیاست به افزایش فشارهای تورمی کمک کرد و در نهایت با افزایش تورم پس از جنگ، توافق خزانه‌داری و فدرال رزرو در سال ۱۹۵۱ به این نظام پایان داد.

۴. Operation Twist؛ تغییر ترکیب سررسید بدهی

در دهه ۱۹۶۰، آمریکا با فشار بر ذخایر طلا و اعتماد به دلار مواجه شد. فدرال رزرو در قالب برنامه‌ای موسوم به Operation Twist تلاش کرد نرخ‌های کوتاه‌مدت را افزایش دهد، در حالی که نرخ‌های بلندمدت را پایین نگه می‌داشت.

این برنامه در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نیز دوباره مورد استفاده قرار گرفت تا از بهبود اقتصادی پس از بحران مالی حمایت شود.

۵. تغییر سازوکار قیمت‌گذاری اوراق

در اوایل دهه ۱۹۷۰، افزایش تورم و نوسان نرخ بهره باعث شد روش سنتی قیمت‌گذاری اوراق خزانه‌داری کارایی کمتری داشته باشد.

خزانه‌داری آمریکا به سمت حراج‌هایی حرکت کرد که در آن قیمت اوراق توسط پیشنهادهای سرمایه‌گذاران تعیین می‌شد. این تغییر به شکل‌گیری ساختار مدرن بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا کمک کرد.

۶. دفاع از دلار در سال ۱۹۷۸

در سال ۱۹۷۸، فشار بر دلار آمریکا افزایش یافت و دولت جیمی کارتر یک برنامه گسترده برای حمایت از این ارز اجرا کرد.

این برنامه شامل همکاری با آلمان غربی، ژاپن و سوئیس، استفاده از خطوط سوآپ، منابع صندوق بین‌المللی پول و انتشار اوراق بدهی به ارزهای خارجی بود. هدف اصلی، افزایش منابع ارزی برای حمایت از دلار بود.

چرا این تجربه‌های تاریخی اهمیت دارند؟

شرایط امروز با هیچ‌یک از این دوره‌ها کاملاً یکسان نیست، اما یک الگوی مشترک وجود دارد: زمانی که هزینه تأمین مالی دولت افزایش می‌یابد یا تقاضای عادی برای اوراق کافی نیست، واشنگتن در گذشته بارها ساختار بازار یا شیوه تأمین مالی خود را تغییر داده است.

امروز نیز افزایش بازده اوراق و رشد بدهی، احتمال بحث درباره ابزارهای جدید سیاست مالی و پولی را افزایش داده است. البته استفاده از روش‌هایی مانند کنترل بازدهی یا مداخله گسترده بانک مرکزی می‌تواند پیامدهای تورمی قابل‌توجهی داشته باشد.

پیامدها برای دلار، طلا و بازارهای مالی

افزایش نگرانی درباره بدهی آمریکا می‌تواند بازار ارز و فلزات گرانبها را نیز تحت تأثیر قرار دهد. از یک سو، نرخ‌های بهره بالاتر می‌توانند در کوتاه‌مدت از دلار حمایت کنند؛ از سوی دیگر، نگرانی درباره پایداری بدهی و سیاست‌های مالی ممکن است در بلندمدت فشارهایی بر اعتماد به دلار ایجاد کند.

برای قیمت طلا، واکنش بازار پیچیده‌تر است. افزایش بازده اوراق معمولاً یک عامل منفی برای فلز زرد محسوب می‌شود، اما اگر افزایش بازدهی ناشی از نگرانی درباره بدهی دولت، تورم یا احتمال مداخله سیاست‌گذاران باشد، تقاضا برای طلا به‌عنوان پوشش ریسک می‌تواند افزایش پیدا کند.

جمع‌بندی

عبور بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار در کنار افزایش بازده اوراق بلندمدت، فشار قابل‌توجهی بر سیاست‌گذاران این کشور ایجاد کرده است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد آمریکا در دوره‌های مختلف برای حل مشکلات تأمین مالی، از ایجاد خریداران جدید و انتشار اوراق برای مردم گرفته تا کنترل بازدهی، تغییر سازوکار حراج و استفاده از منابع خارجی، ابزارهای متفاوتی را به کار گرفته است.

اکنون بازار بیش از هر چیز به مسیر بازده اوراق، هزینه تأمین مالی دولت و واکنش واشنگتن به افزایش فشار بدهی توجه دارد. تداوم رشد بازدهی می‌تواند برای سهام و دارایی‌های ریسکی چالش‌برانگیز باشد و در عین حال، بحث درباره آینده سیاست مالی آمریکا و نقش فدرال رزرو را پررنگ‌تر کند.

برای دنبال کردن آخرین تحولات اقتصاد آمریکا، نرخ بهره، دلار و سایر بازارهای مالی، بخش اخبار فارکس تجارت آفرین را دنبال کنید.

بروکرهای پیشنهادی

بروکر آلپاری

آلپاری

(با سابقه ترین بروکر در ایران) ثبت نام سریع

دیدگاهتان را بنویسید