رشد خیرهکننده طلا در پنج سال گذشته؛ چرا این روند ادامهدار شده و چه چیزی میتواند آن را متوقف کند؟

خلاصه خبر
- قیمت طلا طی پنج سال گذشته بیش از ۱۷۰ درصد رشد کرده است
- افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک و چندقطبی شدن جهان مهمترین محرک تقاضای طلا بوده است
- نگرانی از تضعیف ارزش ارزها، تورم، رشد اقتصادی ضعیف و کسریهای مالی دولتها، جذابیت طلا را افزایش داده است
- طلا در دورههای شوک ژئوپلیتیک عملکردی بهتر از بسیاری از داراییها داشته است
- دو ریسک اصلی برای توقف رشد طلا: کاهش خرید بانکهای مرکزی و عقبنشینی سرمایهگذاران خرد
رشد خیرهکننده طلا در پنج سال گذشته
انس طلا طی پنج سال گذشته یک رشد بسیار قدرتمند را تجربه کرده و قیمت آن بیش از ۱۷۰ درصد افزایش یافته است. دلایل متعددی برای این جهش وجود دارد، اما مهمترین عامل را میتوان ورود اقتصاد جهانی به دورهای جدید از بیثباتی ژئوپلیتیک و افزایش شکافها و تنشهای سیاسی دانست؛ شرایطی که سرمایهگذاران را به سمت داراییهای امن مانند طلا سوق داده است.
در کنار این عامل، نگرانیها درباره کاهش ارزش پولهای ملی، تداوم تورم، ضعف رشد اقتصادی و سیاستهای مالی غیرمسئولانه دولتها نیز نقش مهمی در افزایش جذابیت طلا داشتهاند. این ریسکها هنوز بهطور کامل در قیمت اوراق بدهی دولتی و سایر داراییهای حاکمیتی منعکس نشدهاند. به همین دلیل، طلا در دورههای پرتنش به یکی از گزینههای اصلی سرمایهگذاران تبدیل شده است.
بررسی دادههای تاریخی نشان میدهد که طلا در زمان وقوع شوکهای بزرگ ژئوپلیتیک، بهطور میانگین بازدهی حدود ۱.۸ درصد و بازدهی میانه حدود ۳ درصد داشته و از بسیاری از کلاسهای دارایی دیگر عملکرد بهتری ثبت کرده است. این موضوع جایگاه طلا را بهعنوان یک ابزار پوشش ریسک در شرایط بحرانی تقویت میکند.
با این حال، این سؤال مطرح میشود که چه عواملی میتوانند مانع ادامه روند صعودی طلا شوند.
یکی از ریسکهای اصلی، کاهش یا توقف خرید طلا توسط بانکهای مرکزی است. در سالهای اخیر، بانکهای مرکزی بزرگترین محرک تقاضای طلا بودهاند. از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، خرید خالص طلا توسط بانکهای مرکزی تقریباً دو برابر شده است. مسدود شدن داراییهای روسیه توسط آمریکا باعث شد بسیاری از کشورها برای کاهش وابستگی به دلار، به سمت افزایش ذخایر طلای خود حرکت کنند.
در حال حاضر، بزرگترین دارندگان ذخایر طلا خارج از صندوق بینالمللی پول شامل آمریکا، آلمان، ایتالیا، فرانسه و روسیه هستند. اگر این تقاضای ساختاری از سوی بانکهای مرکزی کاهش یابد یا حتی برخی از آنها تصمیم به فروش ذخایر طلا بگیرند، میتواند فشار منفی بر قیمتها وارد کند.
چنین اتفاقی در گذشته سابقه داشته است. بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲، بریتانیا بیش از ۵۰ درصد از ذخایر طلای خود را از طریق مزایدههای عمومی فروخت تا ترکیب ذخایر ارزیاش را تغییر دهد. همزمان، سوئیس نیز ارتباط فرانک سوئیس با طلا را قطع کرد. در پی این تحولات، قیمت طلا طی سه ماه حدود ۱۳ درصد کاهش یافت؛ رقمی که با قیمتهای امروز معادل افتی در حدود ۶۵۰ دلار محسوب میشود. این روند فروش تنها پس از امضای «توافقنامه واشنگتن درباره طلا» متوقف شد که هدف آن محدود کردن فروشهای بزرگ و تأثیرگذار بانکهای مرکزی بود. این توافق در سال ۲۰۱۹ به پایان رسید و از آن زمان، بانکهای مرکزی عمدتاً خریدار طلا بودهاند، نه فروشنده.
با این حال، کاهش جدی تقاضای بانکهای مرکزی در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد. تا سال ۲۰۲۵، سهم طلا از ذخایر ارزی کشورهای نوظهور حدود ۱۹ درصد و در کشورهای توسعهیافته حدود ۴۷ درصد بوده است. در میان کشورهای نوظهور، چین نقش برجستهای دارد. با وجود اینکه چین هفتمین دارنده بزرگ ذخایر طلا در جهان است، طلا تنها حدود ۸.۶ درصد از کل ذخایر ارزی این کشور را تشکیل میدهد. در صورت تداوم این روند، چین همچنان ظرفیت بالایی برای افزایش خرید طلا دارد. علاوه بر چین، کشورهایی مانند لهستان، هند و برزیل نیز به تقویت تقاضای ساختاری طلا کمک کردهاند.
در میان بانکهای مرکزی گروه ۱۰ نیز نشانهای از برنامه فروش طلا دیده نمیشود. حتی برای فدرال رزرو آمریکا، فروش طلا مستلزم تغییرات قانونی گسترده و شکستن یک سنت بیش از صدساله خواهد بود. بر اساس نظرسنجی مشترک یوتیوب و شورای جهانی طلا، در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۵ درصد بانکهای مرکزی انتظار افزایش ذخایر طلای جهانی را داشتهاند و هیچکدام کاهش آن را پیشبینی نکردهاند.
ریسک دوم، عقبنشینی سرمایهگذاران خرد است. در سالهای اخیر، سرمایهگذاران خرد نیز بهطور گسترده به بازار طلا وارد شدهاند و طلا را بهعنوان پوششی در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک و نااطمینانیهای اقتصادی انتخاب کردهاند. با این حال، این گروه میتواند در صورت کاهش تنشها یا ظهور ابزارهای جایگزین، بهسرعت از بازار خارج شود.
نوسانات شدید پایان ماه ژانویه نمونهای از این رفتار است؛ زمانی که قیمت طلا در یک هفته ۲۰ درصد رشد کرد و سپس طی دو روز تقریباً همان مقدار افت داشت. برخی این رفتار را نشانه حضور سرمایهگذاران کوتاهمدت میدانند.
با نگاهی بلندمدتتر، مشخص میشود که فعالیت سرمایهگذاران خرد بالا هست، اما در مقایسه با گذشته غیرعادی محسوب نمیشود. حجم طلای نگهداریشده در صندوقهای ETF حدود ۱۰۰ میلیون اونس است که تنها معادل ۸ درصد از کل ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان محسوب میشود. این رقم همچنان پایینتر از رکورد حدود ۱۱۰ میلیون اونس در سال ۲۰۲۰ است و نشان میدهد سرمایهگذاران خرد بهتنهایی توان تعیین روند بلندمدت قیمت طلا را ندارند.
در مجموع، طلا علاوه بر نقش خود در پوشش ریسکهای کوتاهمدت ژئوپلیتیک، همچنان بهعنوان یک ابزار متنوعسازی بلندمدت در سبد داراییها مطرح است؛ داراییای که میتواند در برابر تورم محافظت ایجاد کند، در دورههای افت بازار عملکرد بهتری داشته باشد و به دلیل همبستگی نسبتاً پایین با سایر داراییها، نوسان کلی پرتفوی را کاهش دهد.
برای دسترسی به چارت زنده طلای جهانی از این لینک استفاده نمایید: چارت طلای جهانی



