طلا هنوز گران نیست؛ بانکهای مرکزی همچنان خریدار تُنی هستند

خلاصه خبر
- پس از جهش قیمت طلا تا بالای ۵۵۰۰ دلار و اصلاح سریع تا محدوده ۴۵۰۰ دلار، تردیدها درباره سقف قیمتی افزایش یافته است
- عامل اصلی حمایت از بازار طلا همچنان خریدهای سنگین بانکهای مرکزی است
- عرضه طلا در کوتاهمدت انعطافپذیر نیست و قیمت نقش تنظیمکننده تقاضا را ایفا میکند
- تحلیل جیپیمورگان نشان میدهد برای حفظ روند صعودی، تقاضای فصلی بیش از ۳۸۰ تُن همچنان وجود دارد
- در صورت تداوم تقاضای فعلی، قیمتهای بسیار بالاتر از سطوح کنونی نیز از نظر ساختاری دور از انتظار نیست
- در مقابل، بیتکوین با کاهش نقدینگی و تغییر رفتار سرمایهگذاران آسیبپذیرتر شده است
- جریان نقدینگی در چین و محدودیت گزینههای سرمایهگذاری، همچنان به نفع بازار طلا عمل میکند
طلا هنوز گران نیست
بازار طلا پس از جهش سریع قیمت و ثبت رکوردهای تاریخی، بار دیگر با همان پرسش همیشگی مواجه شده است: قیمت طلا تا کجا میتواند بالا برود؟ این سؤال زمانی پررنگتر شد که بهای طلا از محدوده ۵۵۰۰ دلار عبور کرد و سپس با اصلاحی تند تا نزدیکی ۴۵۰۰ دلار عقب نشست. چنین رفتاری معمولاً باعث تغییر نگاه معاملهگران میشود؛ تمرکز از اینکه «چه کسی خریدار است» به اینکه «چه کسی هنوز در بازار باقی مانده» تغییر میکند.
با کنار گذاشتن هیجانات کوتاهمدت، عامل اصلی تعیینکننده قیمت طلا همچنان مشخص است. خرید بانکهای مرکزی نیرویی است که بازار را سر پا نگه داشته و نقش اصلی را در سمت تقاضا ایفا میکند.
طلا صرفاً یک دارایی مبتنی بر مومنتوم یا معاملات کوتاهمدت نیست. این بازار بر پایه وزن و مقدار فیزیکی شکل گرفته، در حالی که گاهی مانند داراییهای صرفاً بورسی معامله میشود. عرضه طلا به سرعت قابل افزایش نیست و نمیتوان در واکنش به رشد قیمت، در کوتاهمدت مقدار زیادی طلای جدید وارد بازار کرد. به همین دلیل، وقتی تقاضا افزایش مییابد، این قیمت است که باید نقش محدودکننده را بازی کند.
افزایش قیمت طلا الزاماً نشانه خوشبینی یا هیجان نیست، بلکه راهی برای کنترل تقاضاست. بازار با بالا بردن قیمت هر اونس، تلاش میکند سرعت ورود خریداران را کاهش دهد. این همان منطق ساده عرضه و تقاضاست که دوباره خود را نشان میدهد.
میتوان طلا را نه شبیه یک سهم در حال رشد، بلکه شبیه پلی باریک تصور کرد که حجم زیادی از تقاضا همزمان روی آن وارد شده است. قیمتها نه از سر هیجان، بلکه از سر ضرورت بالا میروند. گاهی این پل با دریافت «عوارض بالاتر» عبور را محدود میکند و گاهی، در صورت انباشت بیش از حد اهرمها، اصلاحهای ناگهانی و شدید رخ میدهد.
از نگاه تحلیلی، معیار اصلی برای تشخیص تعادل بازار، احساسات نیست بلکه مقدار تقاضا بر حسب تُن است. بانکهای مرکزی در این بازار نقش تعیینکننده دارند و خریدهای آنهاست که جهت قیمت را مشخص میکند.
بر اساس تحلیل تیم جیپیمورگان به رهبری گرگوری شیرر، مسئله اصلی قیمت دلاری طلا نیست، بلکه حجم فیزیکی تقاضاست. عرضه طلا در کوتاهمدت کششپذیر نیست و زمانی که تقاضا افزایش مییابد، تنها راه ایجاد تعادل، افزایش قیمت است. تا زمانی که اشتهای خرید بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران بزرگ کاهش نیابد، تعادل بازار با افت قیمت ایجاد نمیشود.
محاسبات این تیم نشان میدهد برای حفظ روند صعودی طلا، تقاضای فصلی بیش از حدود ۳۸۰ تُن لازم است؛ سطحی که از سال ۲۰۱۰ تاکنون تغییر چندانی نکرده است. با توجه به اینکه تقاضای اسمی بازار در هر فصل بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود، برای کاهش این حجم تقاضا به زیر سطح تعادلی تاریخی، قیمت طلا باید به محدوده ۸۰۰۰ تا ۸۴۰۰ دلار نزدیک شود.
البته این تحلیل تمام متغیرها را در نظر نمیگیرد؛ عواملی مانند تقاضای جواهرات، عرضه طلای قراضه و تغییرات رفتاری بخش دولتی میتوانند بر بازار اثرگذار باشند. با این حال، پیام کلی روشن است: ساختار بازار طلا هنوز به نقطه فروپاشی نرسیده است.
این موضوع به این معنا نیست که قیمت طلا الزاماً باید به این سطوح برسد. بازارها تعهدی به آینده ندارند. اما نشان میدهد که رشد اخیر طلا صرفاً حاصل هیجان نیست و پایههای ساختاری آن هنوز پابرجاست. با افزایش قیمت، تقاضای جواهرات کاهش مییابد و عرضه قراضه فعالتر میشود، اما ستون اصلی این روند هنوز شکسته نشده است.
یکی از اشتباهات رایج معاملهگران این است که ارتفاع قیمت را با خستگی روند اشتباه میگیرند. بالا بودن قیمت ترسناک به نظر میرسد، اما آنچه اهمیت دارد این است که موتور تقاضا هنوز فعال است یا نه. در حال حاضر، این موتور بر اساس حجم فیزیکی خرید میچرخد، نه اخبار لحظهای یا فضای مجازی.
در نهایت، طلا گران نیست چون ظاهراً گران به نظر میرسد، بلکه گران شده چون بانکهای مرکزی همچنان خریداران بزرگ و کمحساس به قیمت هستند.
در این میان، تحولات چین نیز نقش مهمی دارد. کاهش نرخهای سود، افت بازدهی واقعی و محدودیت گزینههای سرمایهگذاری باعث شده طلا بهعنوان پناهگاه اصلی سرمایه مطرح شود. برخلاف بیتکوین که به شدت به چرخه نقدینگی وابسته است، طلا از جریان نقدینگی چین تغذیه میکند.
با ورود به سال جدید، حجم بزرگی از پساندازهای چینی به دنبال مقصدی برای سرمایهگذاری است. اگر حتی بخشی از این منابع به سمت طلا حرکت کند، اصلاحهای اخیر بیشتر شبیه یک وقفه موقت خواهند بود تا نشانه تغییر روند. اصلاحها بازار را پاکسازی میکنند، اما لزوماً جایگاه داراییها را تغییر نمیدهند.
در مقابل، بیتکوین به دلیل وابستگی بیشتر به نقدینگی جهانی، در دورههای انقباض پولی فشار بیشتری را تجربه میکند و ممکن است دوره دشوارتری پیشرو داشته باشد.
برای دسترسی به چارت زنده بازارهای مالی از این لینک استفاده نمایید: چارت بازارهای مالی



