کارآفرینی

۳ درسی که میتوان از سریال The Walking Dead برای شروع یک تجارت یا استارت-آپ آموخت

شاید در نگاه اول سریال The Walking Dead تنها یک سریال ترسناک موفق به نظر برسد اما در حقیقت این سریال کمی عمیقتر از آنچیزی که به نظر میرسد است. در نگاه مخاطب عام این در این سریال یک سری زامبی در حال گازگرفتن افراد دیگر هستند و تعدادی قهرمان هم دنبال راه حل برای نجات دنیا از شر این زامبی ها میگردند. نه اینگونه نیست. این سریال نکات روانشناسی بسیار عمیقی دارد که میتواند درسی در زندگی و تجارت هر فردی باشد.

اینجا به بزرگترین مفاهیمی که در لایه های این سریال وجود دارد اشاره میکنیم.

 

۱. بدون داشتن هدف نهایی, موفقیتی وجود ندارد

سرمایه گذاران معمولا در مرحله اول یک استارت-آپ یک سئوال بسیار سخت از شما میپرسند که معمولا باعث صرف نظر آنها در سرمایه گذاری در تجارت شما میشود و آن سئوال این است: “هدف نهایی شما از این استارت-آپ (شروع این تجارت) چیست؟”
آنها نمیخواهند که بشنوند “خریداری توسط یک کمپانی بزرگتر” زیرا این نمی تواند که هدف نهایی باشد و ۹۵% از استارت-آپ هایی که به چنین منظورهایی شروع میشوند شکست میخورند. آنها این را هم نمی خواهند بشنوند “تبدیل دنیا به مکانی بهتر برای زندگی” زیرا این جواب هم بسیار کلیشه ای و بسیار گنگ میباشد.
آنها میخواهند هدف نهایی را بشنوند که دیدگاه کمپانی شما را نشان دهد و نشان دهد چه راه مشخصی برای تیم شما در نظر گرفته شده است.
در این سریال, گروه که از شخصیتهای با هوشی تشکیل شده است هیچ هدفی ندارند. فقط به دنبال این هستند که “توسط یک گروه بزرگ تر نجات پیدا کنند”, “در یک دنیای قبل از تاریخ زنده بمانند”. اما اینها هدف واقعی نیست. این تنها یک چرخه باطل است که از این منطقه به منطقه دیگر میروند و زامبی های بیشتری را میکشند. این بی هدفی ادامه میابد تا وقتیکه گروه از یک زندان متروکه تصادفا خارج میشوند, و به این فکر می افتند که برای موفقیت باید یک هدف نهایی داشته باشند.

 

۲. اعتماد به رقبا به یک فاجعه ختم میشود

در استارآپ ها معمولا افراد جوان, مستعد و درخشانی وجود دارند. برخلاف صنایع و تجارت های گذشته شما به راحتی میبینید که رقبا با هم در تماس و در ارتباط هستند و در دفاتر یکدیگر نوشیدنی مینوشند.
چیزی که از این سریال البته به اندازه ای دردناک تر میتوان یاد گرفت این است که رقبای تجاری افرادی مناسب برای اینکه با آنها وقت بگذرانید به یا اسرارتان را در میان بگذارید نیستند حتی, زمانیکه شما سعی در اثبات دوستی خود دارید. البته بعضی افراد خالص هستند و اجازه نمی دهند که تمایلات درونی آنها تاثیری در دوستی آنها داشته باشد اما متاسفانه این برای خیلی از افراد صادق نیست.
در The Walking Dead “گاورنر” و اهالی وودبری, همانند رقبای تجاری برای گروه “ریک” هستند. اما چرا؟ زیرا هر دو گروه نجات یافته برای فضای سالم, منابع, محل امن و وسایل همسان میجنگند.
آندریا که یکی از شخصیتهای اصلی گروه “ریک” بود به “گاورنر” اعتماد میکند و با او وقت میگذراند. نتیجه این است که جان خود و چند نفر دیگر را باید بابت این اشتباه خود بپردازد. اگرچه شخصا با قضیه کشته شدن هرشل کنار نمی آیم.

 

۳. خطرهای داخلی را حذف کنید

یکی از صحنه های بسیار تاثیر گذار این سریال جایی است که “ریک” به “کارول” اجازه میدهد به خاطر کشتن دو نفر از افراد گروه که در زندان ناقل بیماری بودند از گروه جدا شود و به نظر میرسد که هیچ گاه دیگر بر نمیگردد.
علارقم شرایط موجود “کارول” به “ریک” اعتراف میکند. “ریک” به عنوان رهبر گروه یک انتخاب سریع میکند و به او فرمان دهد که از گروه جدا شود. او این کار را به خاطر این انجام داد که خطری را درک کرد. خطر این بود که شاید “کارول” در آینده آنقدر قسی القلب بشود که او نتواند جلوی او را برای کشتن افراد دیگر گروه بگیرد و او را تهدیدی برای گروه خود دید.

در استارت-آپ ویا به طور کلی در یک تجارت, سخت ترین کار این است که اجازه بدهید افراد خوبتان بروند, به خصوص افرادی که به شما شخصا بسیار نزدیک هستند. این مهم نیست که شما چقدر کار عادلانه ای انجام میدهید, شما گاهی نمیتوانید کارهای صحیح انجام دهید مگر کمی احساسات افراد دیگر را آزار دهید. بنابراین, عضوی از گروه یا کمپانی که به صورت بالقوه ممکن است به افراد گروه و یا کمپانی شما در آینده آسیب وارد کند را میبایست به سرعت اجازه ترک بدهید.

لطفا نظرات خود را در این باره با ما در میان بگذارید.

تجارت آفرین

دیدگاهتان را بنویسید