چرا باید آرزوهای خود را دنبال کنید، حتی اگر هیچ کس پشت شما نباشد

هر زمان که شما سعی کنید یک تغییر مثبت در زندگی خود بوجود آورید با مقاومتی روبرو خواهید شد.

گاهی اوقات این مقاومت درونی است. به این معنی که شما در مقابل خودتان.

زود از خواب بیدار شدن برای رفتن به باشگاه : خیلی سخته، ولش کن. آسان تر از آن این است که زنگ ساعت را قطع کنید. اما وقتی همکارانتان در یک مهمانی داخل دفتر به شما یک تکه پیتزا تعارف میکنند با ادب تمام آن را رد میکنید.

دقیقاً همین چیزها در شروع یک تجارت نیز اتفاق می افتند. گاهی شما آنقدر موانع جلوی راهتان میبینید که حتی فراموش میکنید چه کاری را قرار بوده است شروع کنید.

این مقاومتهای درونی باید تغییر کنند. معمولاً اینگونه مقاومتها نشانۀ خوبی هستند. آنها نشان میدهد که شما با خودتان در حال مبارزه هستید و میخواهید خود را وسعت دهید. و اگر بتوانید بر این مقاومت پیروز شوید میتوانید قدمی فراتر از خودتان بگذارید. اما گاهی این مقاومتها از خارج و از جانب افراد اطراف شما صورت میگیرند.

مثلاً از پدر و مادری که به شما میگویند “واقع بین باش… من میدانم که تو رقصیدن رو دوست داری … اما آیا مطمئن هستی که نمی خواهی چیز بزرگتری همانند علوم کامپیوتری رو یاد بگیری؟ میدونی که حقوق خیلی بالایی هم داره”.

یا آن همکاری که به شما میگوید که خدا را باید شکر کنی که همین شغل را هم پیدا کردی….”تو این وضعیتِ کاری؟”

اینها نیز مقاوتهای خارجی هستند. اگر اجازه دهید این افراد بر تصمیم شما تأثیر بگذارند، نتیجه فاجعه بار خواهد بود. حقیقت این است که : افرادی که از شما انتقاد میکنند یا برای آن کاری که شما دوست دارید انجام دهید شما را به اندازۀ کافی مصمم نمیبینند و یا قصد کوچک کردن شما را دارند؛ بدون اینکه بدانند واقعاً چرا میخواهید این کار را انجام دهید.

آنها نمیتوانند درک کنند که چرا اشتیاق، آرزوها و عطش شما برایتان مهم است. البته این هیچ ایرادی ندارد. هیچ ایرادی ندارد که شما به گونه ای زندگی کنید که بقیه نتوانند آن را درک کنند.

این هیچ ایرادی ندارد که کاری را انتخاب کنید که کمی عجیب باشد. هیچ ایرادی ندارد که تمام شب را بیدار باشید و بر روی چیزی که واقعاً برایتان اهمیت دارد کار کنید، حتی اگر در حال حاضر آن کار نتواند برای شما پول سازی کند. پس هیچ ایرادی ندارد شما را خل و چل بخوانند یا حتی پیش آنها منفور به نظر برسید.

تنها چیزی که بسیار ایراد دارد این است که شخصیت منحصر به فرد خود را رها کنید، یا استعدادهای خود را در جایی مخفی کنید که مبادا دیگران به خاطر آنها شما را کوچک کنند.

پس همین امروز بلند شوید و زندگی که دوست دارید را برای خود بسازید. در انتها تمام کسانی که به شما خرده میگرفتند و یا قصد دلسرد کردن شما را داشتند خواهند پرسید : “چگونه این کار را کردی؟” و تنها کاری که بعد از آن باید انجام دهید یک خندۀ کوتاه است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *