کارآفرینی

بعنوان یک کارآفرین، برای موفقیت بر این ۵ اولویت طلایی تمرکز کنید

بعنوان یک کارآفرین شما ممکن است که شرایط کاری بسیار متفاوتی را تجربه کنید. همچنین باید با مشکلات و مصائبِ مختلفی نیز دست و پنجه نرم کنید. وظایف و اولویت های روزانه، گاهی با هم به صورت آشفته ای در آمیخته خواهند شد و باعث بوجود آوردن تغییرات در کل روند کاری شما میشوند. برای موفق شدن، میبایستی به سرعت با این تغییراتِ جدید سازگار شوید و در عین حال نباید فلسفۀ آن “تصویر بزرگی” که در ذهن خود پرورش داده اید را از یاد ببرید. آن تصویرِ بزرگ باید زیربنای تمام تصمیم گیریهای معمولِ شما باشد. شما تنها در صورت تبعیتِ مستحکم از مهمترین هدفتان و قرار دادن آن هدف بعنوان بالاترین اولویت میتوانید به موفقیت دست پیدا کنید، در غیر این صورت کل استراتژی شما محکوم به شکست خواهد بود.

این پنج اولویتِ طلائی باید به شما بعنوان پایه و اساس کارآفرینی کمک کند و همچنین آنها باید در تمام تصمیم گیریهای رده بالا و یا رده پائین تان حق تقدم داشته باشند.

 

۱. نوآوری

نوآوری اولویت شمارۀ یک است، و معمولاً اولین نشانۀ یک سفرِ کارآفرینی است. نوآوری خود را در مراحل ایده پردازی و طوفان ذهنی به وضوح نشان میدهد. نوآوری باید ملکه ذهن شما باشد زیرا بدون آن چیزی برای متفاوت بودن در دنیای پر رقابت تجارت امروزی نخواهید داشت. برای نوآوری نیاز به داشتن یک ایدۀ کاملاً جدید نیست؛ میتوانید با الهام گرفتن از یک ایده ای قدیمی و به روز کردن آن نوآوری کنید. همچنین میتوانید دو ایدۀ قدیمی را با هم ترکیب کنید و از آن یک ایدۀ جدید بسازید.

اینکه چگونه نوآوری میکنید به خودتان مربوط است، ولی “نوآوری” باید بر “راحتی” اولویت داده شود. اگر باید بین کاری منحصر بفرد با ریسک بالاتر و کاری مشابه دیگران با ریسک کم یکی را انتخاب کنید حتماً آنکه ریسک بالاتری دارد را انتخاب نمائید. هر چه شما خودتان را به بقیه بیشتر شبیه کنید خودتان را از موفقیت دورتر کرده اید.

 

۲. سودآوری

بسیاری از کارآفرینان خود را وارد بازیِ “عطش پول” میکنند و البته هیچ مشکلی در این وجود ندارد. اما در این میان برخی هستند که به طور کلی فراموش میکنند که سودآوری باید در خدمت گسترش تجارت آنها باشد. آنها ممکن است که تمام سودشان را صرف خرید وسایل جدید و تجملات کنند. گاهی نیز کارمندان جدیدی را به منظور بزرگ نمایی و یا همان تجمل به جای استحکام بخشیدن استخدام میکنند. در برخی موارد این کار جواب میدهد، ولی به طور کلی یک استراتژی کاملاً ضعیف میباشد.

حتی اگر شما یک تجارت را برای اهدافی غیر از پول بنا کنید، باز هم سودآوری امری حتمی میباشد. بدون سودآوری شما قادر نخواهید بود که تجارتتان را گسترش دهید، برای آیندۀ تان سرمایه گذاری کنید و دوام بیاورید. گاهی انتخابِ ضرر کردن برای مدت کوتاه بعنوان یک از خودگذشتگیِ مقطعی لازم میباشد، اما در بلند مدت اگر نگاه شما به سود آوری نباشد هرگز موفق نخواهید شد.

 

۳. گردش پول

گردش بالای پول میبایست اولویت نهاییِ مالیِ شما در تجارتتان باشد. گردش پول به این معنی است که در حال حاضر چه مقدار پول در حساب دارید و این پول در آینده با چه چیزی جایگزین خواهد شد. برای مثال، شما ممکن است دو میلیون تومان پول در بانک داشته باشید، و به زودی باید مبلغ یک فاکتور پنج میلیون تومانی را دریافت کنید و همچنین یک قبض سه میلیون تومانی را باید پرداخت نمائید. شما باید مطمئن باشید که پول نقد خود را مدیریت می کنید و بدهی های خود را درست به موقع پرداخت میکنید.

فقط اینکه تجارت شما دوران خوبی را به سر میبرد به این معنی نمیباشد که همه چیز درست پیش میرود. برخی از تجارتها با وجود سودآور بودن بر روی کاغذ، گاهی خود را با کمبود پول نقد مواجه میبینند.

گردش پولِ خود را به درستی مدیریت کنید و حداقل یک نفر را برای ناظر بودن به این جریان اختصاص دهید. قبل از اینکه یک تصمیم جدید مالی بگیرید با حساسیت به پول نقدتان دقت کنید. برای مثال گاهی میتوانید قبض ها را تا آخرین روز مهلت پرداختِ آنها نگه دارید و یا برای برخی خریدهای خود چک پرداخت نمائید تا با مشکلی برخورد نکنید.

۴. فرهنگ

فرهنگ سازمان شما چیزی است که باعث میشود کارمندانتان همچنان با قدرت و انگیزه به کار خود ادامه دهند. چنانچه فرهنگ سازمان شما رو به زوال رود، و حتی اگر این زوال به خاطر موقعیت های جدید کاری باشد، شما باعث انحراف در جریان اصلی کار و نیروی کار خود شده اید. نتیجۀ آن نیز یک هالۀ سیاه و حقیری است که تجارت شما را با خود به جلو میبرد.

فرض کنید که شما یک مشتری بالقوه و بزرگ دارید و نگران این هستید که چگونه آن مشتری را جذب کنید و کارها را درست هدایت کنید. شروع میکنید به نهادینه کردن یک برنامۀ سرسخت تر در سازمان و از طرفی تصمیم به پرداخت باج به برخی افراد میکنید و سرانجام این مشتری را جذب میکنید. فراموش نکنید که این روش به جای اینکه به سازمان شما منفعت برساند باعث صدمه زدن به روحیه اخلاقی سازمان شما میشود و تاثیر گذاری شما را بعنوان یک رهبر و یا یک مدیر از بین میبرد. به دقت دربارۀ اعمالتان در سازمان فکر کنید زیرا این اعمال تأثیر مستقیم فرهنگی بر روی سازمان شما میگذارد.

 

۵. پیشرفت و تکامل

آخرین مطلب البته نه کم اهمیت ترین آنها تکامل یافتن است. اینکه شما همیشه به فکر بهتر شدن باشید یک اولویت بسیار اساسی میباشد. تجارتها، مشتریان و اقتصاد هرگز برای مدت مدیدی در یک حالت باقی نمی مانند. بنابراین شما نیازمندید تا به سختی کار کنید و تجارتتان را با شرایط جدید و پیش رو هماهنگ سازید. هر چه شما تجربۀ بیشتری بعنوان یک تجارت آفرین کسب میکنید، یاد خواهید گرفت تغییرات بزرگ و مداومی در بهبود کیفیت کالا، خدمات، سازو کار، برندینگ و مارکتینگ خود بوجود آورید. تنها خودتان را با چشم اندازهای در حال تحول سازگار نمائید، تا دوام بیاورید.

هرگز یکی از این اولویت های ذکر شده را برای اولویت های کوچک تر قربانی نکنید. موفقترین کارآفرینانِ حال حاضر کسانی هستند که این اولویت ها را بدون در نظر گرفتن شرایط به طرزِ شکست ناپذیری دنبال کرده اند. اگر بتوانید با وجود هرج و مرج های روزانۀ مدیریتی این کار ها را درست انجام دهید، هیچ مشکلی در هموار کردن راهتان برای رسیدن به درجات بالا نخواهید داشت.

دیدگاهتان را بنویسید