کارمندان خود را همانند افراد بالغ مدیریت کنید نه مانند فرزندانتان

برای بیشتر قسمتهای سازمانتان افراد بالغ استخدام کنید و آنها را همانند افراد بالغ مدیریت کنید.

اما گاهی اینگونه پیش نمی رود.

متاسفانه بسیار زیاد دیده می شود که مدیران از لحاظ روانشناسی مانند والدین عمل میکنند و کارمندانشان نیز در سازمان عملکردی همانند فرزندانشان را دارند.

نتیجه این است که بیشتر کمپانیهای دنیا قادر به درک و شناخت تمام پتانسیل نیروی کار خود نمی شوند و در این بین خلاقیت و کارایی قربانی میشود.

مدیرانی که از لحاظ روانشناسی همانند والدین عمل میکنند از جهات متفاوتی باعث ناکارآیی میشوند.

مدیران مدل والدین بیش از اندازه برای کارمندان خود تصمیم گیری میکنند. فقط کافی است تعداد ایمیل ها و تماسهای آنها را در روز بشمارید. این نوع مدیریت به این معناست که رئیس از موقعیت و قدرت خود برای ترساندن دیگران و درخواست برای اطاعت و هماهنگی استفاده میکند.

در مدل مدیریت_والدین مدیران خود را در جایگاهی میبینند که همیشه در حال تصمیم گیری برای تمام اعضای گروه هستند.
کارمندانی که در محیط های کودک محور کار میکنند نیز چنین کارهایی انجام میدهند:

آنها همیشه به دنبال کسب اجازه برای تمام اعمال و کارهایشان هستند به خصوص برای کارهایی که به نظرشان چالش برانگیز و یا غیر معمول میرسد. آنها به ندرت دست به ریسک میزنند و اغلب به دنبال یک ناجی میگردند. آنها تلاش زیادی برای اینکه خود را متمایز نشان دهند و یا توجه دیگران را جلب کنند انجام نمی دهند. این افراد زمان زیادی را برای نگران بودن از امنیت شغلی خود صرف میکنند و گاهی با خود فکر میکنند که “آیا رئیس هنوز من را دوست دارد؟” “آیا قرار است که من اخراج شوم؟”
این نوع رفتار، از آن چیزی که بیشتر تجارت آفرینان و مدیران رده بالا از کارمندان خود میخواهند فاصله بسیار زیادی دارد. آنچیزی که مدیران از کارمندان خود میخواهند، پیدا کردن راه های جدید برای کاراتر بودن است. تجارت آفرینان دنبال افرادی میگردند که به آنها کمک کنند یک چیز بزرگ دیگر کشف کنند.

در واقع بیشتر کارمندان از مدیرانشان میخواهند که تواناییهایشان را تقویت کنند. اما در مدل مدیریتی کودک_والدین محلی برای تقویت تواناییها وجود ندارد.

کارهایی که باید انجام داد:

 

1. مدیران باید یک سیستم گفتمان داخلی صادقانه داشته باشند

مدیران باید مشخص کنند که آیا از لحاظ روانشاسی قرار است همانند والدین برخورد کنند یا همانند بالغ. شما میباست سئوالات زیر را در نظر بگیرند:

چه تعداد ایمیل در روز بابت کاری که مسئول آن یکی از کارمندانتان است دریافت میکنید؟

آیا سعی در تغییر رفتار کسی از افرادی که برای شما کار میکند را دارید؟

آیا متعجب هستید که چرا نمیتوانید به کسی از کارمندانتان مستقیم جواب بدهید؟

 

2. در خواست بازخورد کنید

میتوانید به دنبال یک مربی برای کارمندان و یا همکاران خود باشید. میتوانید از بازخورد آنها نسبت به مسائل برای حل مشکلات و بهبود روشهای ارائه کار استفاده کنید.

 

3. از تصمیم گیری به جای کارمندان دست بردارید

این الگو که شما باید برای کارمندانتان تصمیم بگیرید را از بین ببرید. به جای آن بگوئید “نظرت درباره این موضوع چیست؟” این شاید در ابتدا به نظر شما و یا حتی کارمندتان دشوار برسد ولی شما میبایست آنها را از اینکه فقط دنباله رو و وابسته به تصمیمات شما باشند دور کنید.

 

4. دریابید که کارمندان برای حمایت شدن چه چیزهایی نیاز دارند

مدیران و رهبرانی که تمرکزشان بر این است که چه کاری میتوانند انجام دهند تا کارایی کارمندانشان را بهبود ببخشند خیلی کمتر در موقعیت والدین قرار میگیرند.
از هیچ تلاشی برای متوجه شدن نیازهای کارمندان خود در جهت بهتر شدن کار دریغ نکنید.

 

5. عزم برای مدیریت کردن خروجی ها، نه ورودی ها

خروجی ها همیشه محصول و یا سرویسی است که شما از کارمندان توقع دارید در حالیکه ورودی ها اغلب وظایفی هستند که بعنوان شرح شغل به کارمندان داده میشود. مدیریت کردن خروجی ها به این معنی میباشد که شما به کارمندانتان این اجازه را بدهید که بسنجند چگونه نیجه نهایی کار را به دست آورند.
چه کسی میداند؟ شاید کسی بتواند راهی بهتر از راهی که شما برای انجام یک کار متصور هستنید را کشف کند.

 

6. عزم برای ریسک کردن و قبول احتمال شکست

اگر شما مدیر کنترل کننده هستید و با ایجاد ترس کارمندان را به انجام کارها وامیدارید به احتمال زیاد نوع مدیریت شما مدیریت_والدین میباشد. افراد بالغ احتمال اینکه شکست بخورند را به جان میخرند. هیچگاه یک کودک به یک انسان بالغ و کارا تبدیل نمیشود مگر اینکه این شانس را داشته باشد که از نتیجه کارهای خود درس گرفته باشد. این نتایج ممکن است شکست و یا موفقیت باشند.

نکته جالب در تمام نکات بالا این است که در این روشها هم مدیر و هم کارمند احساس رضایت بیشتری از کار کردن میکنند. اگر شما تصمیم بر این دارید که در این جهت حرکت کنید فراموش نکنید که در دوره انتقال دشواریهای آن را دست کم نگیرید. برخی افراد، حرکت به سمت این روش را بسیار نگران کننده میبینند. اما نتایجی که در پس این کار وجود دارد رضایت بیشتر، کارایی بالاتر و خلاقیت میباشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *