انگیزشیروانشناسی

این سه نشانه به شما کمک میکنند تا هدف زندگی خود را بهتر بشناسید

هیچ تابلوی تبلیغاتی و بیلبوردی وجود ندارد که راهی را برای زندگی و پیدا کردن هدف به شما نشان دهد. کمتر کسی نیز پیدا میشود که به صورت غریضی بداند چه کاری در زندگی میخواهد انجام دهد.

خیلی از افراد هستند که برای سالیان سال تصمیم دارند که یک کارآفرین شوند و یا یک تصمیمی برای زندگی خود بگیرند، اما نمیدانند که دقیقاً چه چیزی میخواهند و یا اینکه نمیدانند دوست دارند چگونه باشند. این موضوع برای خیلی از کسانیکه نمیخواهند برای کسی کار کنند نیزمصداق دارد.

در کتاب “هنرِ کار” اثرِ بسیار پرفروشِ آقای جف گوینز، ایشان چند نکته را برای کمک به شما برای رهایی از شرایط موجود و پیدا کردن زندگی ای همراه با هدف و اشتیاق را نشان میدهد.

در یکی از مصاحبه ها، آقای گوینز سه تاکتیک قابل اجرا که میتوان برای شناسایی هدف از آنها استفاده کرد را با دیگران در میان میگذارد. ما نیز در اینجا به این سه مورد اشاره میکنیم.

 

۱. به زندگی خود گوش دهید

بر طبق گفته های آقای گوینز، بهترین مکان برای شروع شکل دادن به آیندۀ شما گذشتۀ تان است.

آقای گوینز میگوید : “یکی از بیانات مورد علاقۀ من جملۀ پارکر پالمر است که میگوید : قبل از اینکه به زندگی ام بگویم که چه کاری قرار است با آن انجام دهم، میبایست به صحبتهای زندگی ام گوش دهم تا به من بگوید من چه کسی هستم.”

این تاکتیک باعث میشود شما بیشتر با خودتان آشنا شوید و به شما میگوید که در طول زندگی چه کارهایی انجام داده اید و چه کارهایی را نتوانسته اید انجام دهید. مقصود این است که به جستجوی الگویی یکپارچه که از تجربیات گذشته و همچنین علاقات و مهارتهای امروز شما تشکیل شده باشد دست پیدا کنید.

این الگوی یکپارچه بعد از درک شدن میبایست به شما انرژی ای مضاعف دهد. گوینز میگوید که بازگشت به گذشته، فعالیتهایی که شما میبایست در گذشته از آنها دوری میکردید را نیز شناسایی میکند. اینها همان فعالیتهایی هستند که باعث تقویت نقاط ضعف و تخلیۀ شما شده اند. پس میبایست شناسایی شوند و برای حل آنها چاره ای اندیشید.

او همچنین میگوید که ” من معتقد نیستم که گذشتۀ شما آیندۀ شما را دیکته میکند بلکه آیندۀ شما باید از گذشتۀ تان مطلع باشد.”

 

۲. دوره های کارآموزی پراکنده

حقیقت این است که هیچ کسی به تنهایی نمیتواند هدف زندگی خود را دریابد و یا موفقیتی کسب کند. این فرایند نیازمند یک تیم و آموزگارانی مناسب دارد.

گوینز میگوید که این کمک ها همیشه در اطراف ما وجود دارند ولی اغلب ما توانایی دیدن آنها را نداریم.

“تمام داستهانهای موفقیت، داستان موفقیت یک گروه است. برخی افراد به صورت ارادی به شما کمک میکنند و برخی نیز اتفاقی به رشد و پرورش شما کمک رسانی میکنند. اگر شما خردمند باشید، میتوانید از تمام اینها استفاده کنید. اگر چه هر کدام از ما یک سفرِ مختص به خود را پیش رو داریم، ولی در این سفر معلمان و آموزگاران بسیاری که میتوانند ما را برای طی مسیر هدایت کنند وجود دارند. کار شما این نیست که ملزوماً به دنبال آنها بگردید ولی باید وقتیکه روئیت شدند آنها را شناسایی کنید. اکثر اوقات آنها نزدیک تر از آنچه شما فکر میکنید هستند.”

 

۳. خود را برای امتحانات دردناکی آماده سازید

یک قصۀ قدیمی وجود دارد که میگوید وقتیکه شما میدانید چه چیزی را قرار است دنبال کنید ، رسیدن به هدف آسان میشود. اما موضوع دقیقاً این نیست.

“پارادوکس اینجاست که رسیدن به درجۀ بالایی از موفقیت امری بسیار دشوار میباشد، اما تلاش برای پیشرفت کردن در هر چیزی میتواند نیرو بخش و رضایت بخش باشد. این امر، امری بسیار دشوار است و هر کسی نمیتواند آن را درک کند مگر زمانی که به آن رسیده باشد.”

همانند یک ورزشکار، نوازنده و یا هنرمند، آگاهانه هنرهای خود را تقویت کنید تا به سر حد خستگی برسید در غیر این صورت نمیتوانید در آن استاد شوید.

“انجام کارهای پرزحمت اصولاً همراه با خوشی نیستند. صبر طولانی نیز با خوشی همراه نیست اما هر دوی اینها برای روشن کردن هدفتان و رسیدن به آن لازم و ضروری هستند.”

نکتۀ کلیدی این است که دریابید توانایی ها و شخصیتتان در کجا با نیازهای دیگران محل تلاقی دارد. شما میتوانید با جواب دادن به این سئوال ها این محل تلاقی را پیدا کنید.

۱. من چه چیزی را خیلی دوست دارم؟
۲. در چه چیزی خیلی خوب هستم؟
۳. دنیا به چه چیزی نیاز دارد؟

زمانیکه آن نقطۀ دوست داشتنی پیدا شد شما دیگر یک شغل و یا کار ندارید. شما یک دنیا هدف خواهید داشت.

تجارت آفرین

دیدگاهتان را بنویسید