9 درس تجارت آفرینی از سیلیکون ولی

همانطور که یک قهرمان ورزشی نمیتواند بدون داشتن یک مربّی خیلی عالی به مقامی جهانی دست پیدا کند، یک کارآفرین عالی نیز بدون داشتن بک راهنمای خوب راه به جایی نخواهد برد. اگر میخواهید بدانید که چگونه در چیزی بهترین شوید، آن را از متخصص آن یاد بگیرید.

امروزه زمانیکه صحبت از موفقیت در تجارت میشود بیشترین متخصصین آن را میتوان در صنعت تکنولوژی پیدا کرد. کارآفرینان در سرتاسر دنیا هستند ولی مرکزیت این کارآفرینی بی شک جایی نیست به جز سیلیکون ولی. اینجا جایی است که موتورِ “خلاقیت، نوآوری و استارت آپ ها” در آنجا ساخته میشود. کارآفرینانی مانند اپل، سیسکو، فیسبوک، گوگل و اینتل و خیلی های دیگر در این دره کار میکنند.

هر روزه کمپانی هایی مانند پی پال، نتفلیکس، آبر، تسلا و … شرایط موجودِ دنیا را به چالش میکشند و تحوّلی در صنعت، تکنولوژی و زندگی مردم دنیا بوجود می آورند. چنانچه شما نیز تمایل به تأسیس، رشد یا هدایت یک استارت آپ را دارید، اینجا تنها جا برای شروع است. در اینجا درس هایی که میتوان از کارآفرینانِ سیلیکون ولی گرفت را برای شما می گوئیم.

 

نرم افزارها در حال بلعیدن دنیا هستند

بنیانگذار نت اسکیپ در این باره کاملاً درست میگفت، امّا منظور او از این جمله این است که نرم افزار ها درحال تغییر دنیا و تمام صنایع موجود در آن هستند. پس این سئوال پیش می آید که آیا میخواهید استارت آپی داشته باشید؟ پس نرم افزار را فراموش نکنید. اگر نمیتوانید این کار را انجام دهید پس دنبال یک شریک باشید که توانایی کد نویسی داشته باشد.

 

تعادلی در زندگی و کار وجود ندارد و کار 4 یا 5 ساعت در روز پاسخگو نیست

اگر میخواهید یک تجارت آفرین موفق باشید، باید آماده باشید که 7 روز هفته و هر روز 24 ساعت کار کنید. پس از آن میتوانید امیدوار باشید که این اتفاقات شاید بیفتد. دلیل منطقی ای وجود دارد که شما باید کارتان را دوست داشته باشید. در غیر اینصورت زیر این فشار و کار طولانی و سخت دوام نخواهید آورد. علاقه به کار باعث برانگیختن تجارت آفرینان بزرگ میشود.

 

هیچ کسی تنها نمیتواند

دنیای تکنولوژی پر از داستانهایی از شراکتهای مستحکم و تیم های قوی است. از استیو جابز و استیو وزنیاک گرفته تا اندی گروو و گوردن مور همگی آنها روشنی بخش تعامل و شراکت در یک استار آپ هستند. یکی از دلایلی که تجارت های تک نفره کمتر به جایی میرسد این است که، یک فرد به تنهایی راحت تر شکسته میشود تا دو نفر و یا یک تیم.

 

شما بدون پول رشد نخواهید کرد

جایی که بیشتر استارت آپ ها و تجارت های کوچک شکست میخورند جایی است که آنها با کمبود پول مواجه میشوند. فیسبوک، واتس اپ و علی بابا از هیچ شروع کردند ولی آنها زمانی رشد کردند که پول به آنها وارد شد. این جمله را فراموش نکنید : بنیانگذاران + پول = استارت آپ. بی پولی کشنده ترین و مهلک ترین دشمن بیشتر کمپانی هاست. شما هرگز بدون پول رشد نخواهید کرد.

 

اگر شما نسازیدش، چیزی ساخته نخواهد شد

“اگر شما بسازید، ساخته میشود” این جمله ممکن است غلط باشد امّا “اگر شما نسازیدش، چیزی ساخته نخواهد شد” قطعاً صحیح است. شما هیچ شانسی برای موفقیت در یک تجارت نخواهید داشت مگر اینکه به خود تکانی بدهید، شروع به کار کردن کنید، محصول یا خدماتی تولید کنید و آن را به دست مردم برسانید. مارک زاکربرگ آن را اینگونه بیان میکند : “راه هکرها: تند حرکت کنید و همه چیز را بشکنید”.

 

تجربۀ مشتری، مقدس است

تجربۀ یک مشتری از یک محصول باعث رضایت، آلوده شدن او و کشش او به محصول میشود. این دقیقاً همان چیزی است که باعث رشد آیفون و آبِر شده است. همچنین اینجا دقیقاً جایی است که بیشتر موقعیتهای تجاری از آن سرچشمه میگیرند. مشتری شما باید تجربه ای که از محصول و خدمات شما میگیرد را هرگز فراموش نکند.

 

ایدۀ اویۀ شما مقدس نیست

کمپانی ها همیشه نمیتوانند آنچیزی که میخواهند را در ایده سازی اولیه و یا چند سال اول کار پیدا کنند. توئیتر زمانی اختراع شد که بنیانگذاران آن در شرکت اودئو (Odeo) مشغول کار کردن بودند. بازار موتورهای جستجو کاملاً تکه تکه بود زمانیکه گوگل تنها 8% از سهم این بازار را در اختیار داشت امّا آنها بعد از آن تغییر کردند. آنها در تغییر تجارت خود به موفقیت رسیدن نه در داشتن یک موتور جستجو.

 

یا متفاوت باشید یا از بین میروید

یک جملۀ معروف است که میگوید : اینترنت و موبایل همه کارها را آسان کرده اند پس حالا خیلی آسانتر است که در یک کفاشی کار کنم چون از آنجا به همه چیز دسترسی دارم. درست است که این چیزها آسان شده اند ولی این برای همه است نه فقط برای شما. چیزیکه اینجا نادیده گرفته میشود این نکتۀ اساسی است که با آمدن این چیزها رقابت نیز سخت تر شده است. امروزه همانند گذشته نمیتوان در یک تجارتی بدون داشتن دانش و تلاش کافی موفق شد.

 

شجاع باشید

همۀ استارت آپ ها در زمانی از یک نقطۀ متمرکز شروع بکار کردند : اول مفهوم را نشان داده اند، محصول را ساخته اند، مشتریان را جذب کرده اند و سرانجام تجارت را گسترش داده اند و سهم بیشتری از بازار را گرفته اند. این را بدانید که باید شجاع باشید و خیلی جاها به خیلی ها “نه” بگوئید. زمانیکه یک موقعیت واقعی سر راه شما می آید آن را دریابید ولی زمانیکه غیر از این است با یک “نه” خود را در مسیر نگه دارید. بدانید که چه زمانی باید بگوئید “بله” و چه زمانی “خیر”.

چگونه میتوانید تفاوت این دو موقعیت را درک کنید؟ چه زمانی باید بگوئید “خیر” و چه زمانهایی باید یک موقعیت را دو دستی بگیرید؟ به خود اعتماد داشته باشید و شجاع باشید. در پشت هر تجارت موفقی یک و یا دو بنیانگذار شجاع وجود دارد که میتوانند بر ترس خود غلبه کنند و میدانند چه زمانی باید “نه” بگویند و چه زمانی باید بگویند “بله”. این اساس کارآفرینی در سیلیکون ولی است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *