5 درس زندگی که هر کارآفرین باید آن ها را بداند 

زمانی که انسان در حال رشد یافتن و بزرگ شدن است ، درس های زیادی را برای موفق شدن و سازگاری با افراد همنوعش باید فرا بگیرد . درس هایی از قبیل :

به برادر بزرگترت ضربه نزن زیرا ممکن است او ضربه ی محکم تری به تو بزند . همه ی کیک را برای نهار نخور ممکن است دل درد بگیری . قبل از عبور از خیابان به اطرافت نگاه کن در غیر این صورت ممکن است یک اتومبیل با شما برخورد کند .

با بزرگتر شدن و بالغ تر شدن ما ، درس های ما هم ارتقاء می یابند ، اما اگر ما زرنگ باشیم هیچگاه یادگیری را متوقف نمی کنیم . ما هزاران درس را در طول دوران زندگی خود فراگرفته ایم و اگر شما یک کارآفرین هستید به این روند ادامه دهید و دوبرابر این مقدار یادبگیرید .

زمانی که شما در حال ابداع یک ایده ی جدید و نوآورانه هستید یا این که در حال برپاکردن یک تجارت جدید هستید ، پاسخ همه سوالات را ندارید . ما تا زمانی که در حال اشتباه کردن هستیم ، باید دائما در حال یادگیری باشیم . مسیر رسیدن به موفقیت بسیار طولانی و فرایندی طاقت فرسا است اما ما می توانیم با بادگیری از تجربه کارآفرینانی که قبل از ما فعالیت خود را آغاز کرده اند یا آن هایی که در کنار ما فعالیت می کنند ، این مسیر را طی کنیم .

در ادامه 5 درسی که شما باید حتما به عنوان یک کارآفرین ؛ هرچه زودتر بدانید بهتر است ، آورده شده است .

 

1- تصمیم گیری در هنگام خشم ، ایده ی بسیار بدی است

تفاوتی ندارد که شما در حال آغاز یک تجارت و شغل جدید باشید یا این که شرکت خود را به درآمد بیلیون دلاری رسانده باشید ، معمولا شما تصمیمات پرمخاطره ای را اتخاذ می کنید ، زمانی که از شغل خود محافظت می کنید ، احساس بهتری نسبت به خود پیدا می کنید .

آقای “تام ویلیام ” مدیرعامل “یاپ استون” که یک شرکت مشهور تکنولوژی بازرگانی است می گوید : “کارآفرینان افراد احساساتی و پرشوری هستند که این مسئله ، تصمیم گیری را در شرایط صعود یا رکود آسان تر می کند . در حق خودتان لطف کنید .. ”

تام به عنوان یک راهنما ، قبل از پاسخ دادن باید تمامی مقادیر متغیر را ارزیابی کند .  تصمیمات احساسی ؛ نتیجه ی نامطلوبی را به بار می آورد .  منطق می گوید احتیاط کن زیرا خطراتی که با آن ها مواجه خواهید شد ؛ بسیار زیاد هستند . شانس تنها زمانی به سوی شما روی می آورد که بتوانید احساسات و عواطف خود را کنترل کنید و اطلاعات را جمع آوری کنید و سپس بهترین تصمیم ممکن را بگیرید .

نکته برداری کنید و احساسات و عواطف خود را تحت کنترل داشته باشید و تنها زمانی که بسیار منطقی هستید ، تصمیم گیری کنید .

 

2- عدم موفقیت ؛ مزایای بیشتری از آنچه فکر می کنید دارد

ما به عنوان کارآفرین، دائما جملاتی از قبیل “شکست را بپذیر” می شنویم و این جمله معمولا با سخنان احساسی مبنی بر این که همه ما انسان هستیم و همه اشتباه می کنند و انسان نباید به خاطر این قضیه خود را سرزنش کند ؛ همراه است . اما درواقع شکست نسبت به این که  احساس بهتری درباره ی کمبودها و کاستی ها  داشتته باشیم ، مزیت های بیشتر دارد .

این قضیه صحت دارد ، شکست نه تنها موقعیت یادگیری از خطاها را برای شما فراهم می کند بلکه به عقیده افراد خبره و حرفه ای در زمینه ی کسب وکار ، باعث می شود تا در تصمیم گیری های بعدی ، انتخاب های بهتری داشته باشیم . به طور قطعی می توان گفت پس از این که یک بار شکست خوردید ، در مورد پروژه جدید خیلی راحت تر می توانید تصمیم گیری کنید .

 

3- ترس ، به سادگی از بین نخواهد رفت

ترس ، یکی از دلایل اصلی مردم برای نرفتن به سمت تجارت آفرینی است . این که آمارهای بیشماری از شکست 90 درصد کسب و کارهای جدید به گوش می رسد مسئله ترسناکی است و همین باعث شده که خیلی از افراد از رفتن به این سمت ، پرهیز کنند . اما اگر به آنچه که علاقه دارید ، شور و اشتیاق داشته باشید ، راه رسیدن به آن را خواهید یافت .

آلژاندرو چابان ، بانی وموسس “Yes You Can” می گوید : “ترس باید در پشت چراغ زندگی روزمره ی شما باشد . این غیرممکن است که به کسی بگویید ترس را فراموش کن !  آن را فراموش نکن ، بلکه مهار کن .”

ترس روی پیشرفت ما تاثیر می گذارد به این صورت که ما را از تصمیم گیری یا انجام کارهایی که باعث ارتقاء یافتن شغل و تجارتمان می شود ، باز می دارد . از همه بدتر این که ترس روی اعتماد به نفس ما هم تاثیر می گذارد و یک فاجعه برای اعتماد به نفس محسوب می شود . زمانی که انسان باید به یک ملاقات مهم برود ، باید بسیار ماهرانه جلوه کند اما اگر بدون اعتماد به نفس برود ، چه اتفاقی می افتد ؟

شاید آلژاندرو به دلیل این که به مدت طولانی یک هنرپیشه حرفه ای بوده است ، توانسته بهتر ترسی را که برای کارآفرینان پیش می آید را کنترل کند . او می گوید : “تنها زمانی که شما ترس را رها کنید و همه ی احتمالات شکست را فراموش کنید ؛ اعتماد به نفستان اوج می گیرد و نتایج تغییر می کند .

 

4- آن را به رایگان درر اختیار قرار نده

بسیاری از مدل های استارت آپ ها مانند نرم افزارها و سیستم عامل های اجتماعی ، قبل از این که به فکر فروش و به دست آوردن پول باشند ، به جلب نظر کاربران می پردازند . مشکل این قضیه در اینجاست که یک شغل قبل از به دست آوردن پول ، ممکن است سرمایه خود را به آسانی از دست بدهد .

زمانی که می خواهید تعریف کنید شغل شما چه چیزی را می خواهد به فروش بگذارد ، در ابتدا بایستی آن مشکلی را که در پی حلش می باشید را تعریف کنید. بعد از این که یک ایده دقیق و واضحی از شغلتان داشتید برای آن یک راه حلی بسازید که مردم بابت آن پول پرداخت کنند. بدیهی است که در ابتدا با کارهای کوچک شروع کنید .

آقای مارک جوزف سان از سایت بیتلی، پیشنهاد می کند که در ابتدا بر روی به دست آوردن 10 مشتری تمرکز کنید ؛ چیزی بسازید که ده نفر بابت آن پول پرداخت کنند سپس این مدل را برای 20 نفر،40 نفر ، 100 نفر و … تکرار کنید . او می گوید : “وقتی که در حال ساختن چیزی هستید ، قصد فروش آن را دارید و از آن قرار است که کسب درآمد و پول کنید باید محاسبه کنید که چگونه می توانید آن ها را بفروشید که در اینجا قطعا ریاضیات به کار می آیند .”

اگر برای سرویسی که در اختیار قرار می دهی ، شارژ و پولی دریافت نکنید قطعا یک راه برای سوزاندن سرمایه خود انتخاب کرده اید .

همه  ما داستان شرکت اوبر که در نیمه اول سال 2016، بیش از 1.2 بیلیون دلار را به خاطر خرج کردن بیش از درآمدش ، از دست داده بود را مکررا شنیده ایم . درسی که در این قسمت درسی که باید فرابگیریم این است که از بودجه خود به طور موثر و پربازده استفاده کنید و هیچ چیزی را به رایگان در اختیار قرار ندهید .

 

5- به کاربستن و عمل کردن در واقع همه چیز است

هرکسی می تواند ایده ی خوبی داشته باشد و همچنین یک استراتژی قوی نظری و تئوری داشته باشد .اما اگر این دو در اولین اجرای یک طرح درجه یک در کنار هم نباشند ،آن ها خیلی سریع تخریب خواهند شد .

دانی گمبل ، موسس IdeaHacks می گوید : اطلاعات بدون اینکه اجرا شوند ، بی فایده هستند . اگر شما ندانید که چگونه اطلاعات را اجرا کنید ؛ در این صورت دسترسی داشتن به اطلاعات درست در زمان درست هم بی فایده خواهد بود .

طرح اجرایی شما باید سازگار و مدون باشد و تفاوتی نداشته باشد که شما با یک تیم سه نفری یا سه هزار نفری آن کار را انجام می دهید .

نداشتن ارتباط و همچمنین نداشتن تعریف دقیقی از وظایف و نقش ها و اولویت بندی نکردن آن ها ، باعث می شود که حتی بهترین ایده ها هم شکست بخورند .

با اطمینان حاصل کردن از این که طرح اجرایی شما تا بالاترین درجه برنامه ریزی شده است ، به پروژه شما شانس بهتری برای موفق شدن می دهد .

یک جدول زمانی تنظیم کنید و اهداف و معیارهای خود را درنظر بگیرید و آن ها را به صورت هفتگی (اگر روزانه نیست ) چک کنید .

این ها فقط تعداد اندکی از درس های مسرت بخشی است که در این سفر کارآفرینی ، شما یاد خواهید گرفت و ابزاری است که شما استفاده خواهید کرد . این نکته را به یاد داشته باشید که این تنها یک سفر است. زمانی که شما با تلاش بیشتر خود حرکت می کنید ، هیچ گاه یادگیری را رها نکنید و همیشه زمانی را برای به اشتراک گذاشتن تجربیات خود با کارآفرینان همکار خود در نظر بگیرید .

ممکن است شما متوجه این قضیه نشوید اما داستان شما می تواند بر روی افراد  تاثیر عمیقی بگذارد و در موفقیت آن ها نیز موثر باشد . همه ما در این مسیر با یکدیگر هستیم .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *