سه راه آسان برای بدست آوردن مزیت رقابتی در تجارتتان

آیا میدانید چه تعداد تجارت در همان دو سال اول با شکست مواجه میشوند؟

اگر شما از هر کارآفرینی این سئوال را بپرسید تمامشان به شما یک پاسخ آماری مشابه میدهند : “از هر 10 کسب و کار جدید 9 تای آنها هرگز موفق نمیشوند”. حالا اگر شما 10 کارآفرین که کسب و کار جدیدی راه انداخته اند را در یک جا جمع کنید و از آنها سئوال کنید که تجارت کدامیک از شما در بین آن 9 کسب و کار شکست خورده قرار خواهد گرفت، جواب چه خواهد بود؟

افرادی همانند ما، یک تمایل ذاتی برای توجه نکردن، پائین نگه داشتن سر و جلورفتن به سمت ریسک جدید را دارند و توجهی به عجیب بودن این عمل نیز نمیکنند. این دقیقاً همان چیزی است که ما را تولید کننده، کارآفرین و مخترع میسازد. دقیقاً چیزی که اقتصاد بر آن استوار است.

بدون توجه به آمار در اینجا به سه راهی که باعث میشود همه این اتفاقات عجیب به نفع شما تمام شود اشاره میکنیم. بکارگیری این سه روش باعث میشود که در تجارتتان مزیت رقابتی بالایی بدست آورید.

 

1- از جستجو برای پیدا کردن تمام جواب ها دست بردارید.

در طول زندگی ما اغلب با ایده ها، افکار و نصیحت هایی مواجه هستیم که همگی تلاش میکنند به ما بگویند چگونه خودمان و تجارتمان را از لحاظ کارایی و ثمربخشی بهبود بخشیم. اگرچه این نصیحت ها ممکن است به طورکلی گمراه کننده نباشند، اما میتوانند توجه شما را از آن چیزی که مهم است دور کنند و باعث کندی پیشرفت شما شوند.
به منظور اینکه بتوانید یک مزیت رقابتی بالا داشته باشید، شما نیاز دارید تا نسبت به افراد دیگر اعتماد به نفس بالاتری در فکر کردن، عمل کردن، کار کردن و صحبت کردن داشته باشید. تا زمانیکه شما نتیجه مطلوب میگیرید بدانید که در مسیری درست هستید.

کارآفرینان موفق به خودشان، تصمیماتشان و اعمالشان اعتماد کافی دارند. این باور آنها را قادر میسازد که بپذیرند همیشه لازم نیست بسیار کارا باشند. این طرز تفکر به آنها این اجازه را میدهد که در زمانیکه آمادگی کارکردن را دارند، کار کنند و زمانیکه احتیاج به استراحت دارند استراحت کنند. این رویکرد به آنها اجازه میدهد که در زمان نیاز به خود وقفه ای بدهند و استراحت کنند و اگر کاری حتی در آخر هفته ها یا تعطیلات وجود دارد انجام دهند. بالاتر از همه این باور به آنها این اجازه را میدهد که به صدای خود گوش دهند.

مهمترین حالت غریزی این رویکرد آن است که وقتی شما با اعتماد بنفس کار میکنید و عمل میکنید دیگر برای حل مشکلات خود چشم به دیگران نمی دوزید و شما به کسی تبدیل میشوید که دیگران برای شنیدن نصیحتهایتان سراغتان می آیند.

 

2. از خوب تا کسالت، از کسالت تا عالی

زمانیکه صحبت از تجارت است، گردش بالای حساب، رکورد زدن فروش ماهیانه و پرواز در سرتاسر کشور برای بوجود آوردن یک شبکه با دیگر افکار ناب تجاری، اولین چیزهایی هستند که به فکر ما خطور میکنند.

اما حسابداری، استخدام (و اخراج)، ملاقاتهای بی پایان، مالیات، قرارداد، حق کپی و وکیل چطور؟ اینها قسمتهای هیجان انگیز یک تجارت نیستند اما پایه و اساس هر تجارت موفق هستند.
اینجا همان جائیست که کسالت و خستگی بوجود می آید و 9 نفر شکست میخورند و 1 نفر پیروز میشوند.

در یک مقاله فوق العاده که توسط کارآفرین و نویسنده بزرگ آقای James Clear نوشته شده است بیان میکند که “فرق بین بهترین ورزشکار دنیا و بقیه افراد دنیا این است که او توانایی کنار آمدن با کسالت و خستگی را بهتر از دیگران دارد. وقتیکه تمام افراد از یک تمرین و کار یکسان کسل و خسته میشوند او همچنان به کار خود ادامه میدهد و در حوضه فعالیت خود متخصص و بهترین میشود.”

شروع یک تجارت نیز دقیقاً همینگونه است. کارآفرینهای موفق آنهایی هستند که توانایی کارکردن در هنگام کسالت و خستگی را دارند و در آن زمانها، کاری را انجام میدهند که باید بدهند.

3. ماه ها کار کردن

شما میخواهید که چیزی بزرگ بسازید. چیزی با این پتانسیل که زندگیتان را تغییر دهد. در این راستا، شما شروع میکند به پریدن از یک ایده به ایده دیگر بدون اینکه حتی به هدف خود نزدیکتر شده باشید.

شما به یک ایده عالی برای شروع یک تجارت جدید میرسید، بدون توجه به چیزهای دیگر و با اشتیاق به سمت پروژه جدیدتان حرکت میکنید، اما پس از چند روز و یا چند هفته هیجان و حرکت شتابی شما به سمت هدف از دست میرود.

چه شما اینگونه فکر کنید و چه غیر از این، هر چیزی که ارزش زمان شما و تغییر زندگی شما را داشته باشد ماه ها برای به ثمر رسیدن تلاش میخواهد. ساختن یک تجارت همانند برنده شدن در قرعه کشی نیست. شما نمیتوانید که یک بلیط بخرید و ناگهان موفقیت بدست بیاورید. بله، خیلی ها تلاش میکنند که به شما بلیط شرکت در قرعه کشی بفروشند اما هم آنها و هم شما میدانید که این یک بازی شکست خورده است.

زمانیکه شما از پیش بر این اساس حرکت میکنیدکه ماه ها بر روی طرحی کارکنید، این توقع را که به سرعت به لذت و سرافرازی برسید را حذف کرده اید. در عین حال شما خود را برای سکنی در آن کار و تجارت آماده ساخته اید.

شاید زمان آن باشد که در تجارتتان زندگی کنید و تمام هدفهای پر زرق و برق که باعث انحراف 9 نفر از هر 10 نفر کارآفرینان میشود را نادیده بگیرید. فقط در این صورت است که شما میتوانید یکی از آن ده نفر کارآفرین موفق باشید.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *